خرید بک لینک

گفتن از درد برای خیلیها شاید از شدت آن بکاهد. برای من، گفتن از درد فقط یادآوری میکند که درد هنوز وجود دارد.اوضاع را بهتر که نمیکند، هیچ؛ بدتر هم میکند. درست یا غلط، شیوهی من همیشه انکار بوده. انکار به شکلهای مختلف.


+ یه وقتایی «گفتن» خودش یه جور ان;اره. انگار که بخوام به خودم ثابت کنم که «دارم میگم، پس درد نیست». اینجوری خیلی اوضاع پیچیدهتر میشه.

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

از دو روز پیش که فاطمه منو به این چالش دعوت کرده، دارم فکر میکنم به عنوان یکی سازگارترین موجودات این کرهی خاکی که اگه بگن "از این به بعد به فرستادن علامت با دود میگیم وبلاگ نویسی" هم بلافاصله میرم

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

واقعیت اینه که اجبار خالی مخصوصا تو مسائل اعتقادی، خودش برای ایجاد نفرت کافیه. اما ما این هنر رو داریم که هر روز روشهای جدید برای ایجاد نفرت رو امتحان کنیم. مثلا یه روشش : از این راننده تاکسیه که دخ

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

۱۰ سال پیش، یک روز قبل از این (میشه ۲۲ خرداد) حاضر شدم و با مامان و بابا رفتم که رای بدن. به سن رای نرسیده بودم. اما تو فواصل بین امتحانها، میرفتم از ستاد، تبلیغات میگرفتم و تو پارکهای یکی دو تا

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

«علی لهراسبی» یک آهنگ دارد به نام «راهرو». کاری با سر و تهش ندارم ولی یک جایی آن وسطها میگوید:«یه جوری دلم تنگ میشه برات، محاله بتونی تصور کنی/ گمونم نمیتونی حتی خودت،جای خالیتو تو دلم پُر کنی» خیل

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

برا شما شاید تابستون فصل «شادی و خنده» باشه...یا بچهتون «توی کوچه، گرم بازی، مثل چندتا(!) پرنده» باشه... اما برای من تابستون فصل «رفتن» عه. فصل «رفتنهای بیبرگشت» ... دلگیرتر از هر فصل دیگهای.

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

یه خوابی میدیدم که تو دنیای واقعی هر جور حسابی کنی به شدت غیرمنطقی و غلطه. اما نمیدونم چرا تو خواب این قدر حس خوبی داشتم نسبت به اتفاق افتادنش. یه جوری که دلم میخواد تا مدتها بخوابم و ادامهش رو ب

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

گیر کرده بودم رو چند تا سطر از مقاله و هی برمیگشتم از اول میخوندم. از یه طرف این سوال که من چه جوری میخوام تا ۱۰ تیر این مقاله رو پیادهسازی کنم فکرم رو درگیر کرده بود، از یه طرف این که پروژهی اون

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

همین یکی دو هفته پیش تقریبا همهی چتهای تلگرامم رو پاک کردم. توی همین مدت، دو نفر ازم یه مکالمهی قدیمی رو خواستن و وقتی گفتم «متاسفانه پاک کردم» هر دو گفتن «من هم پاک کردم، ولی بعد پشیمون شدم.» همون

برچسب: نویسنده: ساحل ایمانی تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 1:52

صفحه بندی